مروری بر کتاب Memory: A History
کتاب «حافظه: یک تاریخچه» (Memory: A History) اثری ارزشمند در بررسی سیر تحول مفهوم حافظه در تاریخ فلسفه است. این کتاب تصویری جامع از تطور این مفهوم در مکاتب مختلف فلسفی ارائه میدهد و حاصل همکاری گروهی از پژوهشگران برجسته به سردبیری دیمیتری نیکولین است. این مجموعه در سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده و جایگاهی شایسته در میان آثار فلسفی معاصر درباره حافظه دارد.
مروری بر کتاب Memory: A History
کتاب «حافظه: یک تاریخچه» (Memory: A History) اثری ارزشمند در بررسی سیر تحول مفهوم حافظه در تاریخ فلسفه است. این کتاب تصویری جامع از تطور این مفهوم در مکاتب مختلف فلسفی ارائه میدهد و حاصل همکاری گروهی از پژوهشگران برجسته به سردبیری دیمیتری نیکولین است. این مجموعه در سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده و جایگاهی شایسته در میان آثار فلسفی معاصر درباره حافظه دارد.
این کتاب شامل هشت فصل است که هر یک به بررسی ابعاد گوناگون مفهوم حافظه در دورههای مختلف تاریخ میپردازد. افزون بر این، کتاب دارای مقدمهای مفصل و بخشی شامل مجموعهای از تأملات کوتاه است که به پیوند میان مباحث فلسفی حافظه با حوزههایی همچون روانشناسی، علوم اعصاب، تاریخ و ادبیات میپردازد.
فصل فلسفه باستان، نوشتهی دیمیتری نیکولین، تحلیلی دقیق از آراء افلاطون و ارسطو درباره حافظه (mnēmē) و یادآوری (anamnēsis) ارائه میدهد. نیکولین توضیح میدهد که برای افلاطون، حافظه صرفاً نگهداری ادراکات گذشته نیست، بلکه در فرآیند یادآوری، روح به مُثُل و حقایق ازلی که پیش از تولد مشاهده کرده، دست مییابد. در مقابل، ارسطو با رویکردی تجربیتر، حافظه را به عنوان بایگانیِ «تصاویر» ذهنی (phantasmata) از ادراکات حسی گذشته تعریف میکند و یادآوری را فرآیندی فعال و عقلانی برای بازیابی این تصاویر از طریق تداعی معانی میداند. این فصل همچنین به دیدگاههای مکتب رواقی، متفکران رومی مانند سیسرون که بر «هنر حافظه» (ars memoriae) تأکید داشتند، و افلوطین که حافظه را در سلسله مراتب هستی و در ارتباط با «روح جهانی» بررسی میکرد، میپردازد و چشماندازی گسترده از رویکردهای یونانی و رومی به حافظه ترسیم میکند.
فصل قرون وسطی، به قلم یورن مولر (Jörn Müller)، بر دیدگاههای روشن و دقیق درباره حافظه نزد اندیشمندانی چون آگوستین، ابنسینا، ابنرشد، آلبرت کبیر و توماس آکویناس تمرکز دارد. مولر نشان میدهد که چگونه آگوستین در کتاب «اعترافات» خود، حافظه را به قصری پهناور تشبیه میکند که نه تنها تصاویر حسی، بلکه مفاهیم انتزاعی، عواطف و حتی خودآگاهی را در بر میگیرد و آن را کلیدی برای فهم ذات الهی و نفس انسان میداند. در ادامه، فصل به تفصیل شرح میدهد که فیلسوفان اسلامی مانند ابنسینا چگونه نظریه ارسطویی را بسط دادند و حافظه را در کنار قوای دیگر نفس (مانند خیال و واهمه) در مغز جای دادند و کارکرد آن را در فرآیند تفکر تبیین کردند. این دیدگاهها سپس توسط متفکران اسکولاستیک مانند آلبرت کبیر و توماس آکویناس جذب و تفسیر شد و حافظه به عنوان یکی از قوای باطنی نفس و ابزاری ضروری برای معرفت و فضیلت اخلاقی در الهیات مسیحی جای گرفت.
فصل مربوط به رنسانس و اوایل دوران مدرن، نوشتهی استفان کلوکاس، به بررسی روند تدریجی ادغام مفهوم حافظه با قوهی خیال و ارتباط آن با مسئلهی هویت شخصی، از دکارت تا جان لاک، میپردازد.
فصل فلسفه کلاسیک آلمانی، به قلم آنجلینا نوتزو، هرچند با مفاهیم پیچیده همراه است، اما منابع ارزشمندی را برای فلسفه تحلیلی معاصر در زمینه حافظه فراهم میآورد.
فصل فلسفه قارهای، نوشتهی نیکلاس دو وارن، به موضوعاتی مانند حافظهی عادت در برگسون، تفاوت حافظهی اولیه و ثانویه در هوسرل، و مفهوم «فراموشی هستی» در فلسفهی هایدگر میپردازد.
فصل فلسفه تحلیلی معاصر، به قلم سون برنگر، به جنبههای شناختشناختی حافظه و ارتباط آن با هویت شخصی میپردازد و تحلیل منظمی از رویکردهای جدید ارائه میدهد.
دو فصل پایانی به جنبههای فرهنگی و اجتماعی حافظه اختصاص یافتهاند:
فصل حافظهی جمعی، نوشتهی یان آسمن، مفهوم حافظه را در چارچوب فرهنگ و آیینهای جمعی مورد بررسی قرار میدهد.
فصل حافظه، تروما و هولوکاست، اثر مایکل روتبرگ، بر تجربههای تاریخی و حافظهی آسیبدیده تمرکز کرده و ارتباط آن را با هویت جمعی تحلیل میکند.
این مجموعه با رویکرد تاریخی و میانرشتهای، تحول معنای حافظه را از یونان باستان تا مباحث معاصر فلسفی، روانشناسی و مطالعات فرهنگی، بهدقت بررسی میکند و روشن میسازد که دغدغهها و اهمیت حافظه در زمانهی امروز، پیوندی عمیق با سنتهای فکری گذشته دارد.
ترجمه و بازنویسی: مهدیه شهیدی، دانشجوی دکتری تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران
نظر دهید