سومین جلسه از مدرسه رمضانی شفا، با عنوان « نسبت علم و دین در سلامت: با تأکید بر روزهداری » برگزار شد.
سومین جلسه از دوره آموزشی «مدرسه رمضانی شفاء: گذری بر یافتههای علمی الهیات سلامت»، با حضور دکتر حمیدرضا آیتاللهی و با عنوان «نسبت علم و دین در سلامت: با تأکید بر روزهداری »، در بستر اسکایروم، در تاریخ 1403/01/07 از ساعت 20 تا 21 برگزار گردید.

سومین جلسه از مدرسه رمضانی شفا، با عنوان « نسبت علم و دین در سلامت: با تأکید بر روزهداری » برگزار شد.
سومین جلسه از دوره آموزشی «مدرسه رمضانی شفاء: گذری بر یافتههای علمی الهیات سلامت»، با حضور دکتر حمیدرضا آیتاللهی و با عنوان «نسبت علم و دین در سلامت: با تأکید بر روزهداری »، در بستر اسکایروم، در تاریخ 1403/01/07 از ساعت 20 تا 21 برگزار گردید.
لازم به ذکر است مدرسه رمضانی شفا به همت هسته پژوهشی حکمت طبیعی موسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب ایرانی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران با همکاری اندیشکده حکمت طبیعی و الهیات سلامت، فرهنگستان علوم پزشکی ایران، دفتر طب ایرانی و مکمل وزارت بهداشت، انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق (ع) و انجمن علمی علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران برای اولین بار در کشور برگزار شد.
در آغاز جلسه، دکتر آیتاللهی با اشاره به حدیثی از رسول خدا (ص) که میفرمایند: «صوموا تصحّوا»، موضوع ارتباط دین و سلامت را مورد بحث قرار دادند و گفتند: از چند دهه گذشته علمگرایانی بودند که تلاش میکردند توصیههای اسلامی را به تأثیر آنها بر سلامت انسان مرتبط سازند و این را طریقی برای جلوه دادن دین بسازند. اما ایشان در حقیقت دین را به حجیت علم منوط میکردند؛ حال آنکه فلسفه آموزههای دینی اموری مانند تقوا بوده است که در قرآن کریم بدان اشاره میشود. بنابراین، مخالفان با رویکرد نخست، از طرح این مباحث نسبت با دستورهای اسلامی کراهت داشتند.
پس از این، سخنران محترم به شماری از رویکردهای حاضر نسبت به ارتباط علم و دین پرداختند و گفتند: رویکرد علمگرا گاهی نظراتی به دین تحمیل میکند که نادرست است؛ در حالی که تمام مسائل علمی در دین یافت نمیشود و نمیتوان چنین کارکردی برای دین در نظر گرفت. رویکرد دیگر کسانی بودند که هدف از دین را دستیابی به تقوی عنوان میکردند؛ با این حال، مسائل بسیاری در دین به چشم میخورد که درباره واقعیتی بیرونی صحبت میکند و صرفاً توصیهای برای رسیدن به هدایت نیست. برای مثال، توضیح قرآن درباره خلقت هفتروزه آسمان و زمین، بحث از واقعهای در خارج است که شاید ارتباط مستقیمی با تقوا و هدایت نداشته باشد. رویکرد دیگری نیز هست که آموزههای دینی را به صورت نمادین تفسیر میکند؛ حال آنکه با وجود درستی این رویکرد در برخی امور، برای بسیاری از داستانهای قرآنی که حاکی از واقعیت بیرونی است، صحیح نمینماید.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در تقابل با این رویکردها افزود: با آنکه بسیاری از آموزههای دینی در جهت هدایت بشر است، باید هر یک از مسائل را به نحوی تبیین کرد که جایگاه خود را از لحاظ علمی هم از دست ندهد. برای مثال، علاوه بر اینکه روزه به تقوا میافزاید، به بعد سلامتی او نیز مرتبط میگردد. در حقیقت، حرمت یا حلیت بالاتر از موضوع سلامت است و این احکام الهی میتواند هم به جنبه جسمانی و هم جنبه روحانی انسان مرتبط شود و هر دو را رشد بدهد. از آنجا که روح بدون جسم نمیتواند فعالیتی در این دنیا بکند، نباید آموزههای دینی را تنها ناظر به بعد روحانی دانست و اهمیت بعد جسمانی را از یاد برد. این امر میتواند نسبت علم و دین را روشن سازد و تفکر دینی را تبیین نماید.
دکتر آیتاللهی سپس چنین نتیجه گرفت که آموزههای دینی مجموعهای برای جسم و روح است که هدف آن هدایت بشر است؛ لیکن واقعیتهای علمی را تا حدودی ارائه میدهد تا نقطه آغازی برای حرکت به سوی علم باشد. ایشان افزودند: هدف دین این نبوده که علم را به تمامه مطرح کند و همه جزئیات را برای بشر هویدا سازد. به علاوه، به امور علمی نیز به عنوان آیه و نشانه اشاره مینماید تا حکمت و اراده خداوند را بیان کند و فاعلیت باری تعالی را در عالم به انسان متذکر گردد. به عبارتی، علم در نگاه دینی، آگاهی به نقشه و حکمت خداوند است. پس آموزههای علمی هم میتوانند به رشد دینی کمک رسانند.
در ادامه، عضو فرهنگستان علوم پزشکی به نظریت مکملیت دین و علم اشاره کرده و گفتند: دین ضمن تأیید نگرش علم به طبیعت، عواقب برخی کارها را هم به انسان متذکر میگردد. بر این اساس، در نگاه دینی سلامت تنها جنبه جسمی ندارد و نباید بعد روحی آن از یاد برود. برای مثال، در جایی که منع شرعی به چشم میخورد و امری به سلامت روحی ضربه میزند، نمیتوان علم را مستند قرار داد و سلمت جسم را تنها معیار عمل دانست. به همین خاطر، پیشتر حکیمان که هم علم دین داشتند و هم طبابت میدانستند، به بهداشت و درمان میپرداختند.
پس از این، دکتر حمیدرضا آیتاللهی به نگاه دینی به سلامت از حیث توجه داشتند که فاعلیت خداوند در عالم را نشان میهد. به گفته ایشان، هر آنچه در دنیا رخ میدهد، پیرو قوانینی است که خداوند برای این جهان قرار داده و علت امری مانند شفاء، خاصیتی است که خدای متعال در دواء نهاده است. با این نگاه، بیماری در حقیقت برداشته شدن عنایت خداوند از بشر است و با بازگشت آن، بهبود حاصل میگردد. به عبارتی، زمانی که عنایت الهی اندکی از بشر مسلوب شود، او درک میکند پیش از این، در همه حال مورد عنایت خدا بوده که تمام جسمش به درستی عمل میکرده است. از این رو، پزشک هم باید همواره در یاد داشته باشد اگر حقی بر بیمار پیدا میکند تا او را درمان کند، حقی است که خداوند اجازه داده تا از بیمار به پزشک منتقل گردد و به سبب ربوبیت الهی میباشد. از اینجاست که حسن فاعلی هم در امر سلامت اهمیت مییابد و باید مورد توجه قرار گیرد.