مطالعه طبیعیات دوره اسلامی، چه دستاورد معرفتی برای ما دارد؟
بسم الله الرحمن الرحیم
مطالعه طبیعیات دوره اسلامی، چه دستاورد معرفتی برای ما دارد؟
حامد آرضائی
مدیر هسته پژوهشی حکمت طبیعی
عضو هیئت علمی گروه تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران
زمانی که کار ترجمه، ویراست و پی نوشت های کتاب «درآمدی تاریخی بر فلسفه طبیعی در جهان اسلام» به پایان رسید، از پروفسور جان مکگینیس استاد دانشگاه میسوری سنت لویس امریکا و پژوهشگر شناخته شده طبیعیات ابنسینا، خواستیم تا مقدمهای برای کتاب بنگارند. موضوعی که برای مقدمه به ایشان پیشنهاد دادیم و نوشتند این بود که «چرا طبیعیات دوره اسلامی؟»
فارغ از آنچه ایشان برای ما نگاشتند-که آن را مستقلا در سایت تاریخ و فلسفه پزشکی تقدیم خواهیم نمود، و در کتاب درآمدی بر فلسفه طبیعی در جهان اسلام نیز قابل دسترسی است- در حقیقت این سؤال ذهن هر پژوهشگر تاریخ فلسفه و علم را به خود معطوف میکند. واقعا مطالعه طبیعیات دوره میانه و از جمله دوره اسلامی چه دستاورد معرفتی را برای ما می تواند داشته باشد؟
میدانیم پیشرفتهای علمی در زمینه دانشهای طبیعی و با محوریت فیزیک، شیمی و زیستشناسی فضای اندیشهای دانشوران را در سه قرن اخیر بسیار دگرگون کرده است. علاوه بر تمایز رویکردها و نگرش ها در این دوره با سدههای پیشین، تحولات خود این سه قرن چنان گسترده است که نمیتوان به راحتی از یک گفتمان طبیعیاتی مدرن سخن گفت؛ در دانشهایی مانند فیزیک و زیستشناسی شاخهها و گرایشهای متمایزی به صورت موازی به وجود آمده که برای پاسخگویی به سؤالات ما درباره جهان طبیعی در کنار هم به علمورزی میپردازند.
برای اینکه زیادهگویی نکرده باشم، نظر خود را درباره پاسخ به سؤال یادشده بدون مقدمه یاد میکنم و طرح تفصیلی موضوع را به زمانی دیگر خواهم سپرد. یکی از نکاتی که درباره طبیعیات دوره اسلامی بایستی مورد توجه قرار داد، این است که با توجه به پیشزمینههای نظرورزانه فلسفی در نگرش طبیعیدانان دوره اسلامی، بسیاری از مباحثی که اندیشه ایشان وارد شده از سنخ «فلسفه طبیعی»(Natural Philosophy) و «جهانشناسی فلسفی» (Philosophical Cosmology) است و نه صرفا جزئیات دانشهای طبیعی. با بازخوانی و بازسازی آثار فیلسوفان مسلمان درباره مباحث طبیعتشناختی به بسیاری بحثهای شایان توجه بر میخوریم که همین امروزه نیز در فاصله مرزی میان فلسفه و علوم طبیعی از جمله فلسفه فیزیک و فلسفه زیستشناسی و فلسفه پزشکی مورد کنکاش و پژوهش علمی قرار میگیرد. بحثهایی مانند چیستی جسم، حرکت، ماهیت زمان و مکان، قابلیت و فعلیت امور طبیعی، نسبت عوالم کیهانی، تناهی و عدم تناهی ابعاد و همچنین بحث های فلسفی درباره خلأ و ملأ و مرزهای پایانی کیهان (فلک محدّد)، ماهیت نور، انواع طبیعی جانداران، علیت در امور زیستی و ... بخشهای شایان توجهی از طبیعیات دوره اسلامی هستند که هنوز در فلسفه فیزیک و شیمی و زیستشناسی مسائلی زنده و بحث برانگیز را تشکیل میدهند.
دیگر اینکه نگرش طبیعتشناختی فیلسوفان مسلمان علاوه بر محتوای علمی، از منظر روششناسی علمی نیز بسیار قابل توجه است. سیطره اندیشه منطقی نزد طبیعیدانان مشاءی-سینوی و فراروی از آن در نگرشهای اشراقی مایه حاصلخیزی را برای پژوهش درباره «علمشناسی فلسفی» طبیعیدانان دوره اسلامی فراهم آورده است. روش شناسی علمی دانشمندان دوره تمدن اسلامی توجه بسیاری از اندیشمندان غربی را در نگاشتههایشان به خود جلب کرده است. این پژوهشگران کوشش نمودهاند به بازسازی اندیشه دانشمندان دوره اسلامی در رابطه با «فلسفه علم» بپردازند و با طرح مسائلی مانند نسبت تجربه و استقراء، روششناسی علمی ایشان را به عنوانی رهیافتی نو در زمانه خودشان مورد بررسی قرار دهند.
ضیق مجال اجازه یادآوری نکات بعدی را نمیدهد. فقط در پایان یادآور میشوم که دانش نفسشناسی نیز به طور سنتی در متون طبیعیات طبقهبندی شده است. همین نکته کافی است تا پژوهشگران امکان پژوهشهای میانرشتهای دامنه داری در حوزه های معرفتشناسی (Epistemology)، فلسفه ادراک حسی (Philosophy of perception)، فلسفه ذهن(Philosophy of mind)، علوم شناختی (Cognitive Science) و البته فلسفه پزشکی (Philosophy of medicine) و برخی مباحث فلسفه روانشناسی و فلسفه روانپزشکی را در متون طبیعیات دوره اسلامی بیابند؛ نه الزاما پاسخهای نهایی که در متون طبیعیات و نفس شناسی تمدن اسلامی عرضه شده است، بلکه شناخت مسیر جستوجو و بررسی عالمانهای که پیمودهاند و بازاندیشی و بازتولید دیدگاههای روششناختی و چارچوبهای نظری و فلسفی طبیعیدانان و نفسشناسان مسلمان، میتواند دستاوردهای معرفتی ارزشمندی برای جهان امروز ما داشته باشد.